تعاملی در تألمات و تأملات وبلاگی (یک)
یا "درپوستین خلق افتادن"
نقد بزرگان معروف گذشته بس است. بزرگان، بزرگند و با نقد آنها هیچکداممان تغییر سایز نمیدهیم. آنها بزرگ خواهند ماند و ما هم وابسته به آنها.
از آثار بزرگان تعریف کردن و ستایش نوابغی که آنقدر مورد تشویق قرار گرفته اند که به بی حسی رسیده اند(!) بس است. تا کی میخواهیم کوبریک را بستاییم ونیچه و فوکو و همینگوی را؟ تا کی میخواهیم بگوییم همشهری کین بهترین فیلم تاریخ سینماست! و از مهرجویی و حاتمی کیا بهتر سراغ نداریم ... از نوابغ قدیم ایرانی هم بگذریم که فعلا سر همه شان دعواست! {مولانا شاعر فارس زبان ترکیه از آب در آمده است(!) و ... ابوعلی سینا عرب(!) و رازی (دامت الکله) تاجیک(!)} که ظاهرا همه هم راست میگویند و صد البته که در این دهکده جهانی خیلی هم فرقی به حال هیچ کدامشان (و هیچ کداممان) نمیکند.
نمیخواهم به داشته های سابق نگاه کنم. میخواهم به داشته های آینده نگاه کنم: به آنچه میگذرد در وبلاگهای فارسی و همین وبلاگ نویسان خوب بی ادعا که زبان فارسی را بدل به یکی از زبانهای فعال و زنده دنیا کرده اند.
به نویسندگان و نخبگان نه چندان معروف حال و آینده.... به شما که میخوانید و مینویسید. به شما که تولید کننده فکر و احساس هستید. به شما که مولد ادبیات هستید.
میخواهم به بزرگانی نگاه کنم که اکنون در میان ما هستند و شاید کمتر کسی قدر آنها را میداند.
میخواهم به شما نگاه کنم و به شما نشان دهم چند نفر نویسنده توانا؛ قابل تامل و دانا در میانتان هست.
بیش از ده سال است که به صورت جدی میخوانم و مینویسم و پنج سال آن به وبلاگ نویسی گذشته است. در این پنج سال دشمنان خوبی پیدا کرده ام و دوستان بهتری.
بعضی هنوز مینویسند و بعضی رفیق نیمه راه بودند و رها کردند و رفتند.
بعضی در ابتدا قسمت نظرات داشتند و بعد آن را بستند و جزیره ای شدند در دنیای بلاگ.
بعضی ها قسمت نظرات خود را متوقف به تایید کردند و ماندند و خواندند و حذف کردند و تایید.
بعضی با استفاده از توانایی های محیط وبلاگشان در جا نظرات را پاسخ میدهند و بعضی در متن وبلاگ و بعضی سوالات و نظرات را مدتهاست بی پاسخ گذارده اند.
و بعضی ها هم به رفت و آمدهای وبلاگی بسنده کرده و جوابها را در وبلاگ طرف مقابل گذاشته اند.
تمام اینها که شمردم صفاتی خاص اند؛ مربوط به بخش نوینی از وسیله ارتباط جمعی؛ که دارد خود را از رادیو و تلویزیون و حتی اینترنت جدا میکند؛ یعنی وبلاگ نویسی.
به هر رو، مدتی است در فکر تقسیم بندی نوشتار وبلاگی و بررسی آنها هستم و حاصل آن بوجود آمدن قسمت فعلی است. این باب جدیدی است در وبلاگ "آیا سوالی دارید" که در آن به صورت تعاملی (interactive) در مورد وبلاگهای فارسی به بررسی خواهم پرداخت. در این باب جدید هدف اصلی ایجاد یک مجموعه آزاد اما منسجم از وبلاگهایی است که با وجود مشترکات و تفاوتهایی به فرهنگ و تمدن ایرانی خدمت میکنند. به صورتی که سعی میکنیم با توصیف و تأمل در یک سبک نگارش وبلاگ نویسی وبلاگهای مشابه را با کمک هم مورد شناسایی قرار داده و مورد بحث و بررسی و مقایسه قرار دهیم و بعد دوستان وبلاگ خوان هم نظرات و یافته های خودشان را در مورد آن وبلاگ نوشته و دیگران را در یافته های خود سهیم کنند.
به این شکل همه فرصتی خواهیم یافت تا با وبلاگ نویسان دیگر بیشتر آشنا شویم و سبک و سیاق نگارش و تفکر آنها را به نقد بکشیم و حتی برای آنها در درجات مختلف رتبه بندی قائل شویم و همه این تلاشها برای ایجاد یک محیط صمیمی و تشویق آفرینش ادبی و هنری و بالا بردن کیفیت وبلاگهای موجود است.
البته این صرفا یک طرح است و هنوز کمی طول میکشد تا جا بی افتد و مسیر خودش را پیدا کند و یا حتی شکست بخورد! ولی از همین الان اعلام میکنم که حتی شکست احتمالی این طرح؛ به پیروزی تعبیر میشود؛ چون خود به طرحهای بعدی کمک میکند.
پس علت نامگذاری این قسمت جدید وبلاگ تا حدودی مشخص شد. تعاملی است یعنی با کمک خوانندگان و وبلاگ نویسان دیگر انجام میشود و قصدش تاملی است بر آثار موجود. ولی چرا تألمات؟ نمیدانم! شاید به خاطر آنکه نوشتن و نویسندگی اغلب اوقات با تألم و درد همراه است تا وجد، شاید هم فقط به خاطر اینکه بازی با کلمات قبلی را آسان تر میکند.
و اما چرا در پوستین خلق افتادن؟
وقتی فکر بررسی وبلاگهای موجود به سرم زد اولین ترسم آن بود که مبادا نویسندگان را برنجانم و آنها را از نوشتن دلزده کنم. نقدی که باعث دلزدگی هنرمند شود نقد نیست ومن میدانم که زبان تلخ وتندی دارم وشاید آن را به کرات دیده اید. ترسیدم مبادا عاقبت آنگونه شود که ننوشتنم بهتر از نوشتنم گردد و با خودم بگویم: تونیز گر بخفتی به که در پوستین خلق افتی. بعد فکر کردم که اگر یک اصل را رعایت کنم، به احتمال زیاد موفق میشوم و آن اصل این است: رعایت ادب و احترام در قالبی طنز گونه. ضمن اینکه بیشتر روی نکات مثبت وبلاگ ها تمرکز کنم و بیشتر به کلیات بپردازم تا به جزییات؛ و جزییات را به خوانندگان واگذار کنم. به این شکل کل نوشته های یک وبلاگ با هم مورد بررسی قرار میگیرد و نه یک نوشته؛ ایده و یا بیان خاص.
برای اینکار نام و توضیح وبلاگ و موضوعات کلی محتوی و قالب؛ نو آوری و رعایت حقوق تالیف (از نظر کپی رایت) جذابیت و مقبولیت بین خوانندگان و حتی نوع و تنوع و تعداد و پایداری خوانندگان و ... را بررسی خواهیم کرد؛ به خصوص بی سلیقگی وبلاگی خوانندگان و مدل معروف آن: "وبلاگ خوبی داری به من هم سر بزن! [بوس]"
به هر صورت آغاز میکنم این طرح آزمایشی را و برای آن داوطلب میطلبم. به این معنی که کسانی که دوست دارند وبلاگ آنها مورد بررسی و نقد قرار بگیرد میتوانند در قسمت نظرات آمادگی خود را برای بررسی اعلام دارند تا بعدا با هم به سراغ آنهایی برویم که آمادگی خود را اعلام نکرده اند! [نیشخند]
به این ترتیب وبلاگ آیا سوالی دارید به رسالت (!) خود ادامه میدهد و اگر همینطوری سوال دارید که هیچ! ولی اگر ندارید، میتوانید بیایید اینجا و هفته ای چند تا سوال تازه و درشت و تر و تمیز پیدا کنید و اگر سوال نبود حد اقل پاتوقی باشد برای فکر و همفکری و درد و همدردی... ضمنا همانطور که در ستون کناری خوانده اید داستانها دارند به خانه قبلی شان در وبلاگ عمو هومن بر میگردند و در آنجا دنبال میشوند.
احتمالا همین الان خیلی ها این سوال را خواهند کرد که مگر خود این عمو کیست که میخواهد بقیه را نقد و بررسی کند.
جواب این است: عمو یکی از خوانندگان جدی وبلاگ شماست!
