قصاریات بیست و نه

Expecting the world to treat you fairly because you are a good person is a little like expecting a bull not to attack you because you are a vegetarian

 

اینکه آدم خوبی باشی و انتظار داشته باشی دنیا با تو عادلانه رفتار کنه مثل اینه که انتظار داشته باشی که چون گیاهخواری، نره گاو به تو حمله نکنه

 

Dennis Wholey

/ 5 نظر / 12 بازدید

گویی این جمله در داستان 153 تشریح شده! در قصاریات 29 تلخ و شیرین و مضحک مطلب بیان شده اما در داستان 153 مزه ی تلخ تلخش بیشتر محسوسه!

عجیبه ! ممکنه داستانی حذف شده باشه؟!

عدد نه و شش که ظاهرا نماد خیر و شر هستند شاید بیانگر این مطلب هم باشند که گاهی دین بیش از اینکه منبع خیر باشه شره؟! هرچند که ممکنه این برداشت ربطی به داستان نداشته باشه اما دین هم خیلی از مواقع قدرت تفکر رو از بشر سلب کرده یا ذهن رواز مسائل با اهمیت منحرف کرده و همونطور که در داستان 145 بیان شده شاید بعدها بفهمیم که بر ما چه گذشته است!

انگار این پست تکمیل سوال 133 است اما چطوری مردم به عدالت در میان خود رفتار کنند؟ انصاف یعنی برابر و یکسان رفتار کردن؟ و عدالت یعنی گذاردن هر چیز در جای خود؟ مردم شاید فقط قادر باشند که منصفانه رفتار کنند تا عادلانه به نظر می رسه انصاف با کمیت در ارتباط هست و عدالت با کیفیت درسته؟ مثل قانون که مجری نظم تا عدالت که حتی نمیتونه منصفانه برخورد کنه مثلا ی قاتل کسی رو سلاخی کرده و کشته اما دادگاه اونو به مجازات مرگ در اتاق گاز محکوم میکنه! میشه گفت عدالتی وجود نداشته و نداره؟

نادر

عموهومن مردم بالاخره چه زمانی آگاه می شن؟ با وزش هر بادی جهتشون عوض میشه؟ داستانها ظاهرا از قدیم حکایت می کنند در حالیکه روایتگر زمان حال هستند حتی داستان هفتاد !